![]() |
![]() |
|
| اشعار عاشقانه |
|
در زمستانی سرد با دلی رفته از دست
زیر لب میخوانم کاش میشد به تو گفت که تو تنها ترین عشق و سخن شعر منی از بر من تو بمان تا نمیرد دل من...................
حالا که نیستی بی تاب نگاهت شده ام از آسمان چه برف سختی میبارد روزها چه عمر درازی دارند شبها چه پر تشویش و نا ارامند بی پناهی دستان را میبینی میشنوی آوای تنهاییم را دلتنگیم را.................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا کی شود چشم به راهت این دل دیوانه در ره دیدار تو شد این دل غمخانه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:48 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين يك وبلاگ عاشقانه مي باشد اميد است كه از شعرهاي كه براي شما مي نويسم خوشتان بيايد خوشحالم مي كنيد اگر اظهار نظر كنيد ممنونم از همه دوستهاي خوبم
با تشكر فرزانه |
| نویسندگان |
|
فرزانه فرزانه |
| پیوندها |
|
پارسا / کوچه تنهایی خیال |
|
RSS
|