![]() |
![]() |
|
| اشعار عاشقانه |
|
خدا میداند آخرین زنگ دنیا کی میخورد٬ ولی آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد دیگر نه میشود تقلب کرد
نه دم کسی را دید آن روز فق تویی و کارنامه ات و معدل نگاه و نیت و دست و زبانی که علی تو شهادت میدهد .و آن روز تازه میفهمی که دنیا با همه بزرگی اش از جلسه امتحان هم کوچکتر بود و میبینی کنار هر لحه ات فرشته هایی ممتحن بوده اند که هر چه مینوشتی مینوشتند(خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد روی تخته سیاه قیامت نام ترا جز خوبها بنویسند.خدا کند حواست بوده باشدو زنگ که دنیا چرک نویس نیست.خدا میداند آخرین زنگ دنیا کی میخورد؟آن وقت است که میفهمی دنیا عهای تفریح آن ترا توی نانده باشد که حیات یادت رفته باشد خدا کند دفتر زندگیت را حل کرده باشی و بدانیجب سوال سختی بود سوالی که بیش از یک بار نمیشود به آن جواب داد..............
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:16 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين يك وبلاگ عاشقانه مي باشد اميد است كه از شعرهاي كه براي شما مي نويسم خوشتان بيايد خوشحالم مي كنيد اگر اظهار نظر كنيد ممنونم از همه دوستهاي خوبم
با تشكر فرزانه |
| نویسندگان |
|
فرزانه فرزانه |
| پیوندها |
|
پارسا / کوچه تنهایی خیال |
|
RSS
|