![]() |
![]() |
|
| اشعار عاشقانه |
|
امروز روز تولد من بودم همه یادشون بود امام اونی که باید یادش بود نبود ، من به این تنهایی عادت کردم به این غم خوردن و چیزی نگفتن ، تمام هستی من فقط خداست اگه اون نبود من تحمل یه روز زندگی توی این دنیا رو نداشتم ، شبا تمام حرفام درد دلام همه با خداست اون که می دونه من چه حال و چه روزی دارم چی به سرم اومده .... خدایا کاش امروز نبودم ، نبودن بهتر از دیدن چیزهایی که گریتو در میاره ، آخ ای خدا خیلی دلم گرفته دارم می ترکم کی مرگ من می رسه ، خداجون خودت می دونی تنها پناهم توئی ، اگه می شه زودتر ... تو که قصد جدایی کرده بودی خیال بی وفایی کرده بودی چرا با این دل خوش باور من
خیال آشنائی کرده بودی.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 16:52 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين يك وبلاگ عاشقانه مي باشد اميد است كه از شعرهاي كه براي شما مي نويسم خوشتان بيايد خوشحالم مي كنيد اگر اظهار نظر كنيد ممنونم از همه دوستهاي خوبم
با تشكر فرزانه |
| نویسندگان |
|
فرزانه فرزانه |
| پیوندها |
|
پارسا / کوچه تنهایی خیال |
|
RSS
|